محمد تقي جعفري
353
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
اجابت كردن حق تعالى دعاى موسى عليه السلام را كرد اجابت آن دعا را كردگار رحم فرمودش به عجز و افتقار ( ( 3390 ) ) گفت بخشيدم به او ايمان نعم ور تو خواهى اين زمان زنده اش كنم ( ( 3391 ) ) بلكه جمله مردگان خاك را زنده سازيم اين زمان بهر تو ما ( ( 3392 ) ) گفت موسى اين جهان مردن است آن جهان انگيز كانجا روشن است ( ( 3393 ) ) اين فنا جا چون جهان بودنى است آن جهان عاريت بس سودنى است ( ( 3394 ) ) رحمتى افشان بر ايشان هم كنون در نهان خانهء لدينا محضرون ( ( 3395 ) ) تا بدانى كه زيان جسم و مال سود جان باشد رهاند از و بال ( ( 3396 ) ) پس رياضت آيدت بىاختيار سر بنه شكرانه دهاى كاميار ( ( 3398 ) ) چون حقت داد اين رياضت شكر كن تو نكردى او كشيدت ز امر كن آيه « وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ . » 36 : 32 ( 1 ) ( هيچ چيز نيست : مگر اين كه در نزد ما حاضر هستند . ) تفسير ابيات خداوند آن دعاى او را اجابت و بناتوانى و نيازمندى او رحم فرمود . فرمود : بلى ، به او ايمان بخشيدم ، اى موسى ، اگر بخواهى اكنون او را زنده مىكنم ، نه تنها او را بلكه همه مردگان در خاك را مىتوانم بخاطر تو زنده بسازم . موسى عرض كرد : خداوندا ، اگر زنده شوند بالاخره ، اين جهان جاى مردن است ، مردگان را در آن دنيا زنده فرما كه جهان نور است . بدان جهت كه اين جايگاه فنا جهان وجود دايمى نيست ، بنا بر اين بر گشتن موقتى سودى ندارد .
--> ( 1 ) سوره يس ، آيهء 32 . .